بعد از مدتها در آغوشت نشسته بودم آرام وساکت.گرمی دستانت را چه عاشقانه حس
می کردم .نگاهی به چشمان عاشقم انداختی.پاکی نگاهت تنم را به لرزه انداخت.
چهحس زیبایی بود در آغوش تو بودن....اشک در چشمانم حلقه زده بود.درد دلم را از نگاهم
خواندی.چشمت را بستی و شروع کردی به خواندن...آرام زمزمه می کردی:
دلم گرفت ای همنفس پرم شکست تو این قفس
دستم را باز کردی.تیغ در دستم برقی زد.لحظه های آخر بود. همیشه آرزو داشتم در آغوش
تو بمیرم و این بهترین فرصت بود. آرام تیغ را بر روی دستانم گذاشتم ....ناگهان ترس عجیبی
تمام وجودم را فرا گرفت.
دستانم می لرزید اما فرصتی نداشتم .باید قبل از آنکه چشمانت را باز کنی کار را تمام
می کردم .تیغ را روی دستانم کشیدم.خون به سرعت از بدنم خارج شد.
دستانم را مشت کردم و فشار دادم تا مبادا از شدت درد تکان بخورم و تو چشمانت را باز کنی.
لحظه های آخر بود ....در کنار تو جان دادن لذت عجیبی داشت و تو هنوز زمزمه می کردی.
صدایت را برای آخرین بار می شنیدم.دستت را آرام بر روی لبانم کشیدی.برای آخرین بار
دستان نازنینت را بوسیدم و چشمهایم را به روی همه تنهایی ها بستم .
بدنم یخ زده بود. سرمای ناگهانی بدنم تو را به خودت آورد. چشمهایت را باز کردی و دیدی
از من تنها یک لباس خونی و دستمالی خیس از اشک برایت باقی مانده.
به هر آنچه که می خواستی رسیدی

خدایش نظر بدید تا مطالب بهتری رو براتون تهیه کنم![]()





منبع کد اهنگ مینوس