شبانه
مرا
تو
بی سببی
نیستی.
تو
بی سببی
نیستی.
به راستی
صلت کدام قصیده ای
ای غزل ؟
ستاره باران جواب کدامین سلامی
به آفتاب
از دریچه ی تاریک؟
کلام از نگاه تو شکل می بندد.
خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی!
پس پشت مردمکانت
فریاد کدام زندانی است . که آزادی را به لبان بر آماسیده ی گل سرخی .پرتاب می کند ؟
ورنه .
این ستاره بازی
حاشا
چیزی بدهکار آفتاب نیست.
نگاه از صدای تو ایمن می شود .
چه مومنانه نام مرا آواز می کنی !
و دلت
کبوتر آشتی ست.
در خون تپیده
به بام تلخ.
با این همه
چه بالا
چه بلند
پرواز می کنی!
"شاملو"
+نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت0:52توسط nader |



منبع کد اهنگ مینوس